
دیروز کنکور داشتم.....درسته که اونجوری که دوست داشتم خوب نبود اما خیلی خوشحالم که تموم شد و حالا موتونم به کارها و برنامه هام برسم..... ینی الان با آرامش کامل میخوااااااااااااااااااااااااااااااابم...
ادامه مطلب
این مطلب اولین بار در سال 2001 توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت. این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت 4 روز بیش از پانصد هزار نفر به سایت کلیسا ی توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند. این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراسر دنیا انتشار پیدا کرد... به ادامه مطلب برو.....نظر و امتیاز یادت نره!!! ...
ادامه مطلب
مادرم نماز میخواند و من آواز! عقایدمان چقدر فرق دارد ! او خدای خودش را دارد منم خدای خودم را !خدای او بر روی قانون و قاعده است و از قدیم همین بوده !خدای من بر اساس نیازم و تجربیاتم است و هر روز کامل تر از دیروز است ! او خدا را در کنج خانه و معجزه می بیند ! من خدا را در آسمان ها و درون خودم ! در قطره ای باران ، بغض هایی پر از اشک ، در شادی از ته دل ! در ثانیه به ثانیه زندگیم ! او جلوی خدایش سجده میکند ! ولی من در آغوش خدایم آرام میگیرم ! نمی دانمخدای من واقعی تر است یا او ! ...
ادامه مطلب
در ایام قدیم یه کشتی باری بود که ناخدای شجاعی داشت. یک روز دزدان دریایی به کشتی حمله کردند ناخدا گفت : اون پیراهن قرمز منو بیارید، پیراهن رو پوشید و در کنار ملوانانش مردانه جنگید و دزدان را فراری داد. از او فلسفه پیراهن قرمز را پرسیدند. گفت: برای این است که اگر من زخمی شدم و خونریزی کردم، شما نفهمید و روحیه تان را از دست ندهید. چند بار دیگر هم همین اتفاق افتاد و هر بار دزدان در مصاف با کاپیتان پیراهن قرمز شکست می خوردند. یک روز دیده بان گفت : 10 تا کشتی دزدان همزمان به ما حمله کرده ا...
ادامه مطلب