
كــوچـــه اثری ماندگار از زنده یاد فریدون مشیری بی تو، مهتابشبی، باز از آن كوچه گذشتم،؛ همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،؛ شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،؛ شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.؛ در نهانخانة جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید،؛ عطر صد خاطره پیچید:؛ یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.؛ تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.؛ من همه، محو تماشای نگاهت.؛ آسمان صاف و شب آرام ب...
ادامه مطلب
کاش وقتی زندگی فرصت دهد گاهی از پروانهها یادی کنیم کاش بخشی از زمان خویش را وقف قسمت کردن شادی کنیم کاش وقتی آسمان بارانی است از زلال چشمهایش تر شویم کاش دلتنگ شقایقها شویم به نگاه سُرخشان عادت کنیم کاش شب وقتی که تنها میشویم با خدای یاسها خلوت کنیم کاش گاهی در مسیر زندگی باری از دوش نگاهی کم کنیم فاصلههای میان خویش را با خطوط دوستی مبهم کنیم کاش مثل آب، مثل چشمه سار گونه نیلوفری را تر کنیم ما همه روزی از اینجا می&zw...
ادامه مطلب