
نگاهم كرد،پنداشتم دوستم دارد،نگاهم كرد،درنگاهش هزاران عشق خواندم،نگاهم كرد،دل به او بستم،بازنگاهم كرد و ...تازه فهميدم يارو خله فقط بر و بر نگاه ميكنه...
ادامه مطلب
گفت از حادثه ای لبریزم، من پر از فریادم، در درونم غوغاست گفتم این حال تو را میفهمم، دستشویی آنجاست!...
ادامه مطلب
· هديه دادن غضنفر به همسرش سکينه جان خواستم برات گل بخـــرم ديدم خودت گلـــي واست کــــود خريدم. ...
ادامه مطلب
روحتون شاد، لبتون خندون ...
ادامه مطلب
مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمّی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید : "ببخشید آقا ؛ من قرار مهمّی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟" مرد روی زمین: بله، شما در ارتفاع حدودا ً ۶ متری در طول جغرافیایی "۱٨'۲۴ درجه ۸۷ و عرض جغرافیایی "۴۱'۲۱درجه۳۷ هستید. مرد بالن سوار : شما باید مهندس باشید مرد روی زمین : بله، از کجا فهمیدید؟؟" مرد بالن سوار : چون اطلاعاتی که شما به من دادی...
ادامه مطلب
در ایام قدیم یه کشتی باری بود که ناخدای شجاعی داشت. یک روز دزدان دریایی به کشتی حمله کردند ناخدا گفت : اون پیراهن قرمز منو بیارید، پیراهن رو پوشید و در کنار ملوانانش مردانه جنگید و دزدان را فراری داد. از او فلسفه پیراهن قرمز را پرسیدند. گفت: برای این است که اگر من زخمی شدم و خونریزی کردم، شما نفهمید و روحیه تان را از دست ندهید. چند بار دیگر هم همین اتفاق افتاد و هر بار دزدان در مصاف با کاپیتان پیراهن قرمز شکست می خوردند. یک روز دیده بان گفت : 10 تا کشتی دزدان همزمان به ما حمله کرده ا...
ادامه مطلب
[صدای زنگِ موبایل احتمالا!] - در چه حالی عزیزم؟ + ماییم و می و مطرب و این کنج خراب/ جان و دل و جام و جامه در رهن شراب - مشروب !؟؟ مگه تو نگفتی من نماز میخونم ؟؟؟ :| + می خوردن و شاد بودن آیینِ من است/ فارغ بودن ز کفر و دین، دین من است! - با کیا هستی حالا ؟؟؟ + فصل گل و طرف جویبار و لب کشت/ با یک دو سه دلبری حوری سرشت - :||| آدرس بده ببینم !!! بیام بزنم دهنشونو صاف کنم !!! + راه پنهانی میخانه نداند همه کس/ جز من و زاهد و شیخ و دو سه رسوای دگر - انقد مشروب بخور...
ادامه مطلب