سایه

متن مرتبط با «طنز» در سایت سایه نوشته شده است

داستان عاشقانه

  • نیلوبلاگ

     نگاهم كرد،پنداشتم دوستم دارد،نگاهم كرد،درنگاهش هزاران عشق خواندم،نگاهم كرد،دل به او بستم،بازنگاهم كرد و ...تازه فهميدم يارو خله فقط بر و بر نگاه ميكنه...

    ادامه مطلب
  • کرکرِ خنده :)

  • نیلوبلاگ

     گفت از حادثه ای لبریزم، من پر از فریادم، در درونم غوغاست گفتم این حال تو را میفهمم، دستشویی آنجاست!...

    ادامه مطلب
  • خنده بازار.... :)))))))))))))

  • نیلوبلاگ

      ·        هديه دادن غضنفر به همسرش سکينه جان خواستم برات گل بخـــرم ديدم خودت گلـــي واست کــــود خريدم. ...

    ادامه مطلب
  • ها ها هااااااااااااا......

  • نیلوبلاگ

      روحتون شاد، لبتون خندون  ...

    ادامه مطلب
  • مهندس یا مدیر!!!

  • نیلوبلاگ

     مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمّی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید : "ببخشید آقا ؛ من قرار مهمّی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟" مرد روی زمین: بله، شما در ارتفاع حدودا ً ۶ متری در طول جغرافیایی "۱٨'۲۴ درجه ۸۷ و عرض جغرافیایی "۴۱'۲۱درجه۳۷ هستید. مرد بالن سوار : شما باید مهندس باشید مرد روی زمین : بله، از کجا فهمیدید؟؟" مرد بالن سوار : چون اطلاعاتی که شما به من دادی...

    ادامه مطلب
  • ناخدای شجاع

  • نیلوبلاگ

     در ایام قدیم یه کشتی باری بود که ناخدای شجاعی داشت. یک روز دزدان دریایی به کشتی حمله کردند ناخدا گفت : اون پیراهن قرمز منو بیارید، پیراهن رو پوشید و در کنار ملوانانش مردانه جنگید و دزدان را فراری داد. از او فلسفه پیراهن قرمز را پرسیدند. گفت: برای این است که اگر من زخمی شدم و خونریزی کردم، شما نفهمید و روحیه تان را از دست ندهید. چند بار دیگر هم همین اتفاق افتاد و هر بار دزدان در مصاف با کاپیتان پیراهن قرمز شکست می خوردند. یک روز دیده بان گفت : 10 تا کشتی دزدان همزمان به ما حمله کرده ا...

    ادامه مطلب
  • مکالمات خیام با دوس دخترش!

  • نیلوبلاگ

     [صدای زنگِ موبایل احتمالا!] - در چه حالی عزیزم؟ + ماییم و می و مطرب و این کنج خراب/ جان و دل و جام و جامه در رهن شراب - مشروب !؟؟ مگه تو نگفتی من نماز میخونم ؟؟؟ :| + می خوردن و شاد بودن آیینِ من است/ فارغ بودن ز کفر و دین، دین من است! - با کیا هستی حالا ؟؟؟ + فصل گل و طرف جویبار و لب کشت/ با یک دو سه دلبری حوری سرشت - :||| آدرس بده ببینم !!! بیام بزنم دهنشونو صاف کنم !!! + راه پنهانی میخانه نداند همه کس/ جز من و زاهد و شیخ و دو سه رسوای دگر - انقد مشروب بخور...

    ادامه مطلب