
همه ما کولهباری از اشتباه داریم که باید از آنها درس بگیریم. همه ما اشتباه میکنیم، آن هم خیلی زیاد. بهترین قسمت آن این است که بدانیم اشتباه کردهایم. اگر ندانیم، باز یک اشتباه دیگر کردهایم. میخواهیم ببینیم چطور باید با این همه اشتباهاتمان در زندگی کنار بیاییم. برای این منظور، جملات مختلفی را از افراد مشهور درمورد اشتباه کردن برایتان گرد آوردهایم....
ادامه مطلب
هي بگين انگليسي آسونه…! سه جادوگر به سه ساعت سواچ نگاه ميکنند؛ کدام جادوگر به کدام ساعت نگاه ميکند حالا به انگليسي ترجمه کن!!!!! Three witches watch three Swatch watches Which witch watch which Swatch watch...
ادامه مطلب
جیمز مولیسون، عکاس انگلیسی، عکس هایی از اتاق خواب های کودکان از کشورهای مختلف گرفته است. کشورهایی همچون، ایالات متحده، مکزیک، برزیل، انگلستان، ایتالیا، کنیا، سنگال؛ لزوتو، نپال، چین و هند. او پرتره هایی از خود کودکان هم گرفته است. تفاوت بین این کودکان و محل های خواب آنها فاحش است: در مورد کایا از توکیو باید گفت که مادرش 1000 دلار در ماه برای لباس هایش خرج می کند. بلال، پسر چوپانی است که خانه ای ندارد و با پدرش در کنار گوسفندانشان می خوابند. ایندیرا، دختر نپالی، از 3 سالگی در ...
ادامه مطلب
u202bخورشید را می دزدم فقط برای تو! میگذارم توی جیبم تا فردا بزنم به موهایت فردا به تو می گویم چقدر دوستت دارم! فردا تو می فهمی فردا تو هم مرا دوست خواهی داشت . می دانم! آخ ... فردا! راستی چرا فردا نمی شود؟ این شب چقدر طول کشیده... چرا آفتاب نمی شود؟ یکی نیست بگوید خورشید کدام گوری رفته؟ شل سیلور استاینu202c ...
ادامه مطلب
این هفته میخام لینک دانلود کتاب English 20 Minute a Day رو براتون بذارم..... کافیه بعد از دانلود فایل های صوتیش رو در گوشیتون بریزید و هر روز تو مسیر رسیدن به مقصدتون بهش گوش کنید هم فقط روزی 20 دقیقه وقتتون رو میگیره هم از وقتای تلف شدتون واسه یادگیری زبان استفاده کردید "English in 20 minutes" is a complete course that bases the accumulation of knowledge on ALL four essential elements in leaing a language: Listening, Conversation, Writing and Re...
ادامه مطلب
بدن انسان روشهاي جالب و جذابي را براي فرستادن علائم هشدار دهنده دارد كه اين علائم در واقع اسراري را از درون بدن فاش ميسازند. به عنوان مثال آيا ميدانيد كه خنديدن پس از خوردن هر وعده غذايي چه تأثيري روي بدن دارد؟ يا اينكه آيا ميدانيد سفيد شدن زود هنگام موها نشانه چه فرآيندي در بدنتان است. بدن انسان در تمام طول عمر به شيوهاي هوشمندانه و منحصر به فرد، علائم و نشانههاي زيركانه و هشدار دهنده را بروز ميدهد اما اكثر افراد به دليل ناآگاهي از اين رو...
ادامه مطلب
از این به بعد هر هفته یک کتاب آموزش انگلیسی در وبلاگ قرار میدم برای دانلود.... هم فایل PDF اش هم فایل های صوتیش..... ************************************************ کتاب این هفته: Spoken English Leaed Quickly 16تا درس داره که هر درس رو میتونید بصورت جداگانه از لینک زیر دانلود کنید..... http://www.audiobook.blogfa.com/post-245.aspx...
ادامه مطلب
معلم؛ عصبي دفتر را روي ميز كوبيد و داد زد: سارا ... دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش را پايين انداخت و خودش را تا جلوي ميز معلم كشيد و با صداي لرزان گفت : بله خانوم؟ معلم كه از عصبانيت شقيقه هايش مي زد، توي چشمان سياه و مظلوم دخترك خيره شد و داد زد: چند بار بگم مشقات رو تميز بنويس و دفترت رو سياه و پاره نكن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو مياري مدرسه مي خوام در مورد بچه بي انضباطش باهاش صحبت كنم! دخترك چونه ي لرزونش رو جمع كرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت: خانوم... مادرم مريضه... ا...
ادامه مطلب
صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود، با خودش گفت: "هییم! مثل این که امروز موهامو ببافم بهتره! "و موهاشو بافت و روز خوبی داشت! فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو روی سرش مونده بود "هیییم! امروز فرق وسط باز می کنم" این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت! پس فردای اون روز تنها یک تار مو روی سرش بود "اوکی، امروز دم اسبی می بندم" همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد! روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود! فریاد زد: ایول! امروز درد سر مو درس...
ادامه مطلب
شگفتا : وقتی که بود نمی دیدم وقتی میخواند نمی شنیدم وقتی دیدم که نبود وقتی شنیدم که نخواند! چه غم انگیز است که وقتی چشمه ای سرد و زلال در برابرت می جوشد ومی خواند و می نالد ,تشنه ی آتش باشی نه آب و چشمه که خشکید چشمه که از آن آتش که تو تشنه آن بودی بخارشد و به هوارفت و آتش کویر را تافت ودرخود گداخت واز زمین آتش روئید و از آسمان آتش بارید تو تشنه ی آب گردی نه تشنه آتش و بعد : عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود از غم نبودن تو می گداخت !u202c ...
ادامه مطلب
پیرمرد و مدیریت ... يك پيرمرد بازنشسته، خانه جديدي در نزديكي يك دبيرستان خريد. يكي دو هفته اول همه چيز به خوبي و در آرامش پيش ميرفت تا اين كه مدرسه ها باز شد. در اولين روز مدرسه، پس از تعطيلي كلاسها سه تا پسر بچه در خيابان راه افتادند و در حالي كه بلند، بلند با هم حرف مي زدند، هر چيزي را كه در خيابان افتاده بود شوت ميكردند و سر و صداي عجيبي راه انداختند. اين كار هر روز تكرار مي شد و آسايش پيرمرد كاملاً مختل شده بود. اين بود كه تصميم گرفت كاري بكند. روز بعد كه مدرسه تعط...
ادامه مطلب